حواسمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست ، زنگ بعد حساب داریم

نوجواني يکي از دورانهاي حساس هر فردي درزندگي ميباشد. و روان شناسان معتقدند که بسياري از رفتارهاي انسانها در اين دوره شکل ميگيرد. دنياي نوجوانان با دنياي بزرگسالان تفاوتهاي اساسي دارد. امروزه تفاوت بين اين دو دنيا به خوبي مشخص شده است و از ابهاماتي که در گذشته شامل آن ميشد بيرون آمده است. اما دوره نوجواني چه دوره اي است؟ چرا اين دوره اين قدر حساس است؟
ردهي سني بين 18-25 شامل دورهي نوجواني ميشوند. مهمترين پديدهاي که در اين دوره رخ ميدهد اين است که افراد به دورهي کودکي خود باز ميگردند. اما يعني چي که به دوره کودکي باز ميگردند؟! يعني اينکه مثل دوران کودکي خود سرکش ميشوند، زيرا بچههاي کوچک لجباز هستند و صحبتهاي کسي را گوش نميدهند و در نهايت به علت ترسي که از پدرو مادر خود دارند مجبور ميشوند صحبتهاي آنها را اجرا کنند.
اما نوجوانان، وقتي که سرکش و نا
فرمان ميشوند، ديگر ترسي از والدين وجود ندارد که آنها را به مسير صحيح
باز گرداند. به همين علت تا جايي که ممکن است و وجود دارد بايد با آنها
مدارا کرد تا اين سن را پشت سر بگذارند. و در اين سن بچهها دچار يک ترديد
واقعي نسبت به زندگي که در آينده عهدهدار آن خواهند داشت ميشوند و
مسئوليتهايي که در آينده به آنها محول ميشود و دچار يک دوگانگي نسبت به
خودشان ميشوند و به همين علت خيلي از نوجوانان در اين سن، کم حرف و گوشه
گير يا برعکس پرحرف و پرخاش جو ميشوند. در بعضي از موارد، پدر ومادر
بچههاي خود را مشاهده ميکنند که در خانه ميمانند و براي رفتن به
مهماني، گردش و يا بيرون تمايلي از خود نشان نميدهند و ترجيح ميدهند که
در خانه بمانند و اين موضوع خانوادهها را نگران ميسازد. زيرا همان طور
که گفته شد نوجوانان به دوره کودکي خود باز ميگردند و دلشان ميخواهد در
خانه بمانند تا با بازيهاي ويدئوي خود، بازيهاي فکري و .. بازي کنند چون
در برابر خانوادهشان احساس خجالت ميکنند و دلشان ميخواهد زماني که کسي
در خانه نيست اين کارها را انجام دهند. اين مطلب که آنها را تنها بگذاريد
تا خودشان را بيابند صحيح است اما فراموش نکنيد که حتما بايد از دور
مراقبشان باشيد تا به راه خطا نروند و در عين اينکه به آنها اجازه
دادهايد که کاري که دلشان ميخواهد انجام دهند کنترلتان را نيز انجام
بدهيد اما کنترلي نامحسوس.
به نوجوانان اين اجازه را بدهيد که
حرفهايشان را به شما بگويند و شما از دور کنترلشان کنيد چون در عين حال هم
به شما به عنوان يک پدر ومادر اعتماد ميکنند و حس اعتمادشان به شما جلب
ميشود و هم اينکه شما در جريان کارهاي که فرزندتان انجام ميدهد قرار
ميگيريد. نوجوانان توقع دارند که ديگر در اين سن آنها را به مانند گذشته
صدا نکنيد و از جملههاي مانند اينکه: هنوز آنقدر بزرگ نشدهاي!، تو براي
اين کار هنوز خيلي کوچکي! و ... استفاده نکنيد چون سريع نسبت به اين حرف
شما واکنش نشان ميدهند. و در اين سن ميخواهند کارهايشان را خودشان انجام
دهند حتي بدون اجازه والدين. و بهتر است اين اجازه را به آنها بدهيد اما
باز هم تاکيد ميکنيم، بايد کنترل غيرعيني خود را نيز داشته باشيد. اما
چرا بايد به نوجوانان چنين اجازه اي بدهيم؟؟
جامعه شناسان معتقدند
در خانوادههاي که بايد و نبايدهاي بسياري وجود دارد و بخصوص در اين
برحهي سني، و کارهاي را که نوجوانان ميخواهند انجام دهند، مدام با منع
والدين مواجه ميشوند. و پدر ومادر در هر کاري مانعشان شوند در آينده اين
نوجوان چه فردي خواهد شد؟ با کمال ناباوري بايد گفت: درآينده اين نوجوان
فردي ميشود که حتي يک تصميمگيري ساده را نيز نميتواند انجام دهد. و
نميتواند نظر واقعي خود را به خوبي براي ديگران توضيح دهد. چرا او بدين
جا رسيده است؟ چون در سن نوجواني به او تصمصم گيري را ياد ندادهاند و
تمام تصميمات را والدين براي او اتخاذ کردهاند و او هيچ گونه قدرتي در
تصميمگيري ندارد براي همين فاقد اعتماد به نفس است و نميتواند تصميمي را
بگيرد چون با خود ميانديشد که اگر اين حرف را بزند از طرف شخص مقابل رد
خواهد شد. پس نگذاريد نوجواتنان به اين شرايط دچار شود. اما چاره چيست؟
چاره
کنترل او است اما باز هم متذکر ميشويم کنترل از راه دور. بعضي از
نوجوانان دچار اضطراب و ترس شديد ميشوند و فکر ميکنند که دنياي بيرون
چيزي جز سختي نيست و ترجيح ميدهند در همين محيط آرام و دلپذيري که
خانواده برايشان فراهم کرده است بمانند. و به نوعي يک پيلهي تنهايي براي
خودشان ميبافند و در همين پيله ميمانند و حتي آن را گسترش ميدهند و
پيله اي بزرگتر را براي خود ميسازند. اما والدين بايد چه رفتاري با
نوجوانان خود داشته باشند تا اين دوره سپري شود؟
والدين معمولا در
برابر کارهاي نوجوانان در اين سن بي تابي ميکنند و نميتوانند در مقبل
کارهاي شان صبر پيشه کنند. شما، به عنوان يک پدر و مادر بايد قادر باشيد
با فرزندان خود رابطهي گرمي را برقرار کنيد تا آنها صحبتهايشان را به
شما بگويند، کارهاي که انجام ميدهند و خيلي از موارد ديگر که تنها با
نزديک شدن به آنها قادر به اين کار هستيد. مشکلات و موانعي که فرزند
نوجوانتان با آن مواجه شده است را در اولويت امر قرار دهيد و به طور
پنهاني و گاهي به وضوح به او کمک کنيد تا بداند و بفهمد در مواقع لزوم کسي
را دارد که به او تکيه کند و خانواده اش از او حمايت ميکند. به او اجازه
دهيد تصميماتي را خودش بگيرد چون به حدي از آگاهي و درک رسيده است که قادر
به اين کار باشد به او مشورتهاي و توصيههاي لازم را ارائه دهيد و خاطر
نشان کنيد که در هر مرحله از زندگي اش که باشد اگر به کمک شما نيازمند
باشد از هيچ کمکي به او دريغ نميورزيد . به او گوش کردن به صحبتهاي
ديگران را بياموزيد تا ا صحبتهاي شما گوش دهد و اين مهم را در کارهاي خود
و بخصوص زندگي آينده ي خود فراموش نکند.